الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

481

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

« هنگامى كه ما به انسان رحمتى از ناحيه خود مىچشانيم حالت غرور و غفلت به او دست مىدهد ، و از ياد خدا غافل مىگردد » ( * ( وَإِنَّا إِذا أَذَقْنَا الإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها ) * ) . « و هنگامى كه بلائى به خاطر اعمالى كه انجام داده دامانش را بگيرد انسان به كفران مىپردازد » ( * ( وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الإِنْسانَ كَفُورٌ ) * ) . نه نعمتهاى الهى از طريق انگيزه شكر منعم او را بيدار و به شكرگزارى و معرفت و اطاعت او وامىدارد ، نه مجازاتهايى كه به خاطر گناهان دامنگيرش مىشود او را از خواب غفلت بيدار مىكند ، و نه دعوت پيامبر ص در او اثر مىگذارد . اسباب هدايت از نظر « تشريع » دعوت رسولان خدا ، و از نظر « تكوين » گاه نعمت و گاه مصيبت است ، اما در اين كوردلان بى خبر هيچ يك از اين امور مؤثر نمىافتد ، مقصر آنها هستند تو نيستى ، تو وظيفه ابلاغ را انجام داده اى . تعبير « اذا اذقنا » ( هنگامى كه بچشانيم ) در آيه فوق در مورد رحمت پروردگار و در بعضى از آيات ديگر قرآن در مورد عذاب الهى ، ممكن است اشاره به اين باشد كه نعمتها و مصائب اين دنيا هر چه باشد در مقابل نعمتها و مصائب آخرت چيز اندكى است ، و يا اينكه اين افراد كمظرفيت با مختصر نعمتى مست و مغرور ، و با مختصر مصيبتى مايوس و كفور مىشوند . اين نكته نيز قابل توجه است كه نعمت را به خودش نسبت مىدهد چرا كه مقتضاى رحمت او است ، و مصائب و بلاها را به آنها ، چرا كه نتيجه اعمال خودشان است . اين نكته را نيز قبلا گفته‌ايم كه تعبير به « انسان » در اين گونه آيات اشاره به طبيعت « انسان تربيت نايافته » است كه فكرى كوتاه و روحى ضعيف و كوچك